محمد حسين بن محمد هادى عقيلى علوى شيرازى

680

مخزن الأدوية ( ط . ج )

سعى نمله ساعيه . * السموم * آشاميدن طبيخ آن دافع ضرر سموم و خانق النمر . مضر ريه ، مصلح آن انيسون . مقدار شربت آن : از دو درم تا سه درم . بدل آن : به وزن آن سيساليوس و نصف آن سليخه و بايد كه در هواهاى گرم و امزجه حاره و اطفال استعمال ننمايند و آنچه در بنگاله مىشود و ككرنده نامند در همين باب در فصل كاف مع الكاف مذكور شد . كمثرى به ضم كاف و فتح ميم مشدده و سكون ثاى مثلثه و فتح راى مهمله و الف مقصوره و به ضم ميم مشدده غلط است . لغت عربى است به يونانى لوفيون و آفنوس و انقوس نيز و به رومى ابيدى و به فارسى امرود و انبرود و به هندى ناشپاتى نامند . ماهيت آن : ثمر درختى است از سيب بزرگتر و برگ آن شبيه به برگ شفتالو و از آن عريض‌تر و بزرگتر و گل آن مانند گل آن و ثمر آن اصناف مىباشد از برّى و جبلى و بستانى و هر يك شيرين و ترش و شيرين ميخوش و عفص و قابض و غيرها و مطلقاً در بلاد سردسير بهتر از گرمسير مىشود و هر چند بلد سردتر باشد بهتر و لطيف‌تر مىگردد و بستانى اقسام مىباشد از شاه امرود كه خراسانى نامند و چينى كه معروف به سكرى است و نظرى و سنجستانى و غيرها و هر يك از اينها در هر بلدى و شهرى و جايى كه مىشود به نامى مخصوص و نيز هر يك در بعضى بلاد و اراضى بهتر از بلاد و اراضى ديگر مىشود خصوص در بلاد سردسير چنانچه ذكر يافت و در بلاد چين خوب مىشود و قسم بزرگ مدور شيرين شاداب خوش طعم و رايحه آن را كه گويا شربت قند منجمد با كمال لطافت و لذت است و پوست آن نرم و نازك و سبز مايل به زردى شاه امرود نامند و ممدوح شيخ الرييس است و اين در بلاد دامغان و بلخ خوب مىشود و آنچه پوست آن ضخيم و سر آن برآمده فى الجمله صراحى شكل و در ساير اوصاف قريب بدان است آن را حسينى نامند و اين در آذربايجان و همدان خوب مىشود و چون پوست آن ضخيم است بايد كه مقشر نموده بخورند و قسم متوسط را كه در مقدار از آن كوچكتر و اندك طولانى و در اوصاف مذكوره و لطافت از آن هر دو كمتر نظرى نامند و اين در اكثر بلاد به هم مىرسد و به شيرازى عباسى نامند جهت آنكه به حكم شاه عباس موسوى صفوى رحمه الله نهال آن را از همدان به اصفهان و بلاد ديگر بردند وفور يافت و قسم صغير از همه اقسام طولانىتر و صراحى شكل و خوشبو كه در اول فصل پيش از همه اقسام به هم مىرسد و در جرم آن اندك رمليت است و پوست آن اندك زرد رنگ و سرخ و در بغداد رخون و به شيرازى گلابى نامند و اين قسم جهت اطفال و مرضى بهتر از اقسام ديگر جهت آنكه حلاوت آن به حد اعتدال است و بهترين همه قسم اول و بهترين هر يك از اقسام رسيده شيرين شاداب خوش طعم و رايحه بزرگ مقدار نازك پوست آن است و آنچه بدين اوصاف نباشد به مراتب از قلت و كثرت زبون و تخم همه اقسام شبيه به سيب و به امّا لعاب ندارد . طبيعت آن : نضج شيرين شاداب معروف به شاه امرود معتدل مايل به حرارت و در دويّم تر و معروف به حسينى قريب بدان و اقسام و انواع ديگر در حرارت معتدل و در اول تر بعضى مايل به خشكى . افعال و خواص آن : مفرح و مقوى و جالى و با قوّت قابضه و ملينه و بهتر از تفاح است در اكثر امور . * اعضاء الرأس * مرطب دماغ و دافع نزلات جهت آنكه مسكن صعود ابخره است به دماغ . * اعضاء الصدر و الغذاء * مفرح و مقوى قلب و معده و هاضمه و رافع خفقان و تشنگى و سوزش مثانه و معدل خون و ملين طبع و با قوّت قابضه بعد از تليين و مانع صعود ابخره به دماغ خصوصاً خوردن آن بعد از طعام و ضماد آن حابس و مانع انصباب مواد به اعضا . * السم * رافع سميت فطر و چون فطر را به آن طبخ دهند ضرر آن زايل گردد و جميع اجزاى آن سرد و خشك و شكوفه آن مفرح و مقوى دل و قاطع نفث الدم و اسهال و ضماد آن محلل ورم چشم و تخم آن بشع و مغثى و قاتل كرم معده و مخرج آن چون دو مثقال آن را بياشامند و برگ آن حابس اسهال چون پنج درم آن را بياشامند و ذرور آن مجفف جراحات و التيام دهنده و ملصق آنها و صمغ آن محلل و منضج قوى و سوخته چوب و برگ آن نايب مناب توتيا است و ذرور آن مجفف قروح . المضار : مضرت به كمال رسيده شاداب لطيف آن كمتر خصوص در محرور المزاجان قوى . مضر مبرودين و ضعيف المعده و اكثار آن مولد نفخ و قولنج خصوص به كمال نارسيده آن ، مصلح آن زنجبيل مربا و رازيانه و با گوشت نيز و يا امراق طيور برّى لطيف بد نيست . كمثرى حامض كه كمثرى چينى نامند بهترين آن رسيده شاداب لطيف آنست . طبيعت آن : در اول سرد و در دويّم خشك . افعال و خواص آن : مقوى معده و كبد و مشهى طعام و مسكن غليان حدت خون و صفرا و مانع صعود ابخره به دماغ و مولد خلط صالح و رافع تشنگى و قى و اسهال خواه تر و تازه آن را بخورند و يا خشك آن را و بعد از طعام مانع صعود ابخره به دماغ .